صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
290
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
اين سخن آيهء فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً « 1 » مىباشد . انسان هم در مراقبت و محافظت نقش دارد ؛ يعنى نفس خود را وانگذارد تا به هواى خود عمل كند و به حلال و حرام ، طاعت و نافرمانى ، بدى و خوبى ، ايمان و كفر در رفتار و افعال و احوالش توجّه نكند . و هر گاه نفس او قصد سركشى به سوى پرتگاه نافرمانى يا لغزيدن به بدى و كفر اراده كرد ، نور عقلش راه گشاى او در تاريكيها و يقين قلبىاش رهبر او به طاعات و راهنماى به نيكىها باشد . اين عنايت خداوندى است كه به هر يك از بندگانش بخواهد الهام مىكند كه پروردگارش را به ياد آورد و او را در قلبش هنگام وسوسههاى زشت و انديشههاى بد حاضر نمايد . اين همان معناى سخن او در قرآن است كه مىفرمايد : إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ « 2 » . بزرگان صوفيه به خوبى به اين بحث پرداختهاند ، كه نبايد از آراى آنها درگذريم . قشيرى در رساله خاطرنشان مىسازد كه تمام معناى مراقبت در اين سخن پيامبر ( ص ) جمع شده است كه مىفرمايد : « . . . خدا را چنان عبادت كن گويى او را مىبينى ؛ چون اگر او را نبينى ، او تو را مىبيند . » وى به نقل از استادش و شرحش بر اين حديث - گويى تعريضى از مراقبت ارائه مىكند - نقل مىكند : « اشارهاى است به حال مراقبت ، چون مراقبت علم و آگاهى بنده به اشراف پروردگار بر اوست و استمرار او به اين علم مراقبهاى براى پروردگارش مىباشد و اين اصل تمامى خير براى اوست ، و به اين حالت نمىرسد ، مگر بعد از فراغت از محاسبه . » پس محاسبه نخستين گام در راه كشف و مشاهده و سپس مراقبت دومين گام مىباشد . بنا به نقل قشيرى ، جريرى از اهميّت آن چنين سخن گفته است : « كسى كه بين او و خدايش تقوا و مراقبت نباشد ، به كشف و مشاهده نايل نمىشود . » همچنين مىگويد : « امر ما ( مراد صوفيان و احوالشان ) مبنى بر دو فصل است : نفست را به مراقبت خداوند ملزم سازى و علم بر ظاهر تو قائم باشد . » از عبد الرحمن سلمى نقل شد كه
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 6 : برايشان گواه بگيريد ، خداوند حسابرسى را كافى است . ( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 201 : در حقيقت ، كسانى كه [ از خدا ] پروا دارند ، چون وسوسهاى از جانب شيطان بديشان رسد [ خدا را ] به ياد آورند و به ناگاه بينا شوند .